ایجاد احساس امنیت (3/11/90)
با سلام و عرض پوزش از اینکه نتوانستم این مطالب را بروز برسام چند دلیل داشت که باید ببخشید
احساس امنیت
اطفال و کودکان نوپا
اطفال و کودکان نوپا محیط خانه و محیطهای دیگری مانند مهد کودک را تشخیص می دهند. به همین دلیل بزرگسالان باید توجه بیشتری به این محیطها داشته باشند. اطفال، اضطراب و نگرانی را حس می کنند. کودکان نوپا تا حدی صحنه های تلویزیونی را درک می کنند و ساید چیزهایی که می شنوند، آنها را بترساند. از این رو باید مشاهده صحنه ها و تصاویر هول انگیز تلویزیون یا مجلات را کنترل کنیم.

بقیه مطالب را در ادامه مطلب ببینید
کودکان پیش دبستانی
برای ایجاد احساس امنیت در کودکان پیش دبستانی که هنوز ساختار زبانی شان کامل نشده و تفکر منطقی شان شکل نگرفته است، از بازی استفاده می کنیم با این تفاوت که در این سن بازیها را گسترش می دهیم. دراین مرحله، بازیهای نمایشی مانند خاله بازی و معلم بازی که در آن کلمات و حرکات زیادی به کار می رود، بسیار عالی است. والدین و دیگران میتوانند در این بازیها کودکان را همراهی کنند و بگذارند آنها خواسته ها و نگرانیهایشان را از طریق بازی ابراز کنند و برای آنکه به فرزندانشان نشان دهند که گفته های آنها را درک می کنند، موضوع بازی شان را تکرار کنند و برای حرکات و رفتار آنها کلم بگذارند. مثلاً اگر کودکی اشیاء را به زمین می زند، مادرش می تواند بگوید، «هی پسر، چه کار وحشتناکی» و بعد با صدای بلند از او بپرسد که چطور می توانند به کمک یکدیگر کارها را بهتر انجام دهند. کلام گذاشتن بر اعمال کودکان پیش دبستانی نظر خوبی است، زیرا اگرچه آنها در ابتدای مسیر فراگیری لغات هستند، اما قدرت درکشان بیشتر از قدرت کلامشان است. این موضوع در مورد کودکان استثنائی که هنوز به علل و چرایی امور فکر نمی کنند نیز صادق است.
کودکان دبستانی
کودکان دبستانی قادر به تفکر منطقی هستند. مشاهده بعضی از فیلمها و خبرها آنها را می ترساند. آنها قسمتهایی از آنچه را که می بینند درکمی کنند و بعد ممکن است که آن را به خود، اعضای خانواده و دوستانشان نسبت دهنده و نگران شوند . تمام اقداماتی که پیش از این برای ایجاد امنیت بر شمردیم، باید اجرا شوند: از رسیدگیهای تربیتی گرفته تا کمک به ابراز احساسات، یادآوری اقدامات امنیتی برای محافظت از آنها در سطح جامعه و وارد کردن آنها در امور خیریه و امداد رسانی به دیگران.
تامین امنیت عاطفی کودکان هفت تا یازده ساله کار دشواری است. کودکان در این سنین از آنچه پیرامونشان می گذرد آگاه می شوند، اما هنوز نحوه تفکرشان «همه یا هیچ» است. آنها در عقیده خود ثابت هستند. بعضی از کودکان مضطرب هفت تا ده سال نگرانیهای زیادی را تجربه می کنند و دچار کابوس و ترسهای گوناگون می شوند. به سختی می توان آنها را متقاعد کرد که برای آنها یا عزیزانشان اتفاقی نخواهد افتاد. آنها درباره جریاناتی که در اطرافشان رخ می دهد فرضیات خاص خود را می سازند که معمولاً هم نادرست است. با این حال کودکان این سن سخت به فرضیات خود می چسبند و به همین دلیل ممکن است که اجرای مراحل چهارگانه یاد شده برای دلگرم کردن و اطمینان دادن به آنها کافی نباشد.
وظیفه ما این است که در دراز مدت شرایط آرامش بخشی برای این کودکان فراهم کنیم تا بهتر بتوان به وضعیت تربیتی و رشد آنها رسیدگی کرد. کودکان هفت تا ده ساله هرچند که بعضی از جنبه های وقایع جاری را درک می کنند، اما نمی توانند مسائل را از بالا نگاه کنند و تمام زوایا را در نظر بگیرند. آنها واژه ها را می شناسند، اما توان سازگاری ندارند. معمولاً کودکان در این سن کم کم به نسبی بودن و مراتب امور و نیز علل چند گانه وقایع پی می برند. اگر موضوعی وحشت آور باشد، تشخیص اینکه آیا این موضوع خیلی وحشتناک است، تا حدی وحشتناک است یا کمی وحشتناک، مشکل است. در نتیجه هر ترسی برای آنها چون کوه جلوه می کند. بنابراین باید به آنها کمک کنیم تا نسبی بودن امور و احتمالات آن را درک کنند. مثلاً اگر در شهر دیگری اتفاقی بیفتد، آیا به این معنی است که قطعاً چنین اتفاقی در اینجا رخ خواهد داد؟ البته همیشه امکان هر اتفاقی هست اما (به دلایلی که از دید کودک پنهان است) ممکن است که احتمال این اتفاق در اینجا نباشد. پس باید حوصله به خرج دهیم و به آنها کمک کنیم تا کم کم دلایل موجه را درک کنند و بدانند که برای روی دادن یک واقعه، معمولاً علل زیادی باید وجود داشته باشد. به این ترتیب آنها یکی از مهارتهای مهم رشد را فرا می گیرد، مهارتی که در رویارویی با هر مسئله ای به آن نیاز خواهند داشت.


نوجوانان
نوجوانان (سیزده تا نوزده سال) علاوه بر چهار عامل ایمنی مذکور، باید نسبت به آینده نیز امیدوار باشند، نوجوانان علاوه بر برخورداری از مراقبتهای پرورشی و تربیتی، گذراندن اوقات مفید در کنار والدین و اعضای خانواده، توجه به احتمال وقوع پیشامدها و ابراز عواطف و افکارشان باید برای ایجاد آینده ای بهتر و برنامه ریزی بلند مدت با ما هم فکری کنند. ایجاد چنین فرصتهایی برای نوجوانان و جوانان، مهارت تمرکز بر موضوع را نیز در آنها تقویت می کند و از این رهگذر می توانند با بعضی از نگرانیهای فعلی خود کنار آیند و همان بزرگسالانی شوند که آینده به آنها نیاز دارد.


کودکان استثنائی
به طور کلی کودکان استثنایی نیز ممکن است که نوعی اضطراب و نگرانی را در پیرامون خود احساس کنند و بسیار وحشت زده شوند،چون نمی توانند درباره آنچه می بینند، سوالی بپرسند یا توضیحات مربوط به صحنه های وحشت آور را درک کنند.
حضور ما در تامین امنیت این کودکان بسیار مهم است. این کودکان زمانی احساس امنیت می کنند که بدانند فرد بزرگسالی در کنارشان هست که نیازشان را تامین کند، مواظبشان است و از آنها دلجویی می کند. البته اگر بتوانند ترسهای خود را از طریق بازی نمایش دهند، برایشان خیلی مفید خواهد بود. شایدکودکان خشونت را در بازیهای خود نمایش دهند، مثلاً عروسکها را از بالا به زمین بیاندازند یا برجهایی را که قطعات لگو می سازند مرتب خراب کنند. دراین مواقع والدین می توانند با ایجاد آرامش بیشتر و گفن عبارتهای ساده با فرزند خود که گفتارش رشد کمتری دارد، همدلی کنند مانند، «برجها و عروسکها سقوط می کنند، این یه خورده وحشتناکه مگه نه؟» ، بعد از آن باید به او کمک کنند تا کودک دوباره برج خود را بسازد.
یک فرض معقول در مورد کودکان و به طور خاص کودکان استثنائی این است که دریافت و ادراک آنها بیش از چیزی است که با کلمات ابراز می کنند. فرض دیگر در مورد کودکانی که مشکل ارتباطی دارند این است که بعضی از اموری که آنها دریافت می کنند از هم گسیخته یا درهم آمیخته و مغشوش است و به همین دلیل ممکن است ترس آنها بیش از چیزی باشد که شما تصور می کنید.
رعایت اصول چهارگانه در مورد کودکان اهمیت فوق العاده ای دارد. بنابراین هنگام کار کردن با کودکان استثنائی و کودکانی از لحاظ رشد مشکل دارند، همان راهکارهایی را به کار می بریم که برای کودکان دیگر رعایت می کنیم، اما آنها را با سطح فکر کودک تطبیق می دهیم. مثلاً برای کودک شش ساله ای که مانند کودک سه ساله فکر می کند، از اصول کودک سه ساله پیروی می کنیم.




ایجاد احساس امنیت (3/11/90)
